۶) روش صحیح داشتن اما ساده بودن به این معنی است که شما اشتباه می کنید.
در اینجا به سیستم ریچارد اشاره می شود که در آن تنها روش برای پاسخ گویی به همسرتان در مقابل دروغی که به شما می گوید این است که من حرف تو را باور نمی کنم ؟ چشمان تو دروغ نمی گویند ؟ اگر این جمله به صورت کلیشه درآمده است اما عین حقیقت است . اگر تاجر دارای ارز کوچکی باشد و عملکرد قیمت برخلاف او حرکت کند و بیشتر و بیشتر شود. تاجر اشتباه کرده است و باید این حقیقت را خیلی زود بپذیرد تا دیر نشده است.
در Fx ، گرایشات برای مدت بیشتری باقی می مانند. برای مثال در سال 2004 ، Eur/usd از 12000 تا 13600 در طول دوره فقط 2 ماهه افزایش یافت. تاجرانی که به دنبال قواعد اصولی 2 ارزش می باشند هرگز نتوانستند از دلایل این حرکت آگاهی یابند زیرا هر علائم تأکید بر قدرت دلار دارند.
U.s با مشکلات تجاری تا حد کافی آشنایی دارد اما جذب سرمایه از آسیا در این امر به او کمک کرده است. در مجموع ، رشد اقتصادی U.s در مقایسه با U.s قبلی بسیار بالا می باشد . Gbp با نرخ سالانه 3.5% در مقایسه 1% در یورو ، صادرات اروپایی را دچار چالش کرد – یک بخش اقتصادی یوروزون که نسبت به رشد اقتصادی حساس می باشد.
در نتیجه عدم اشتغال U.s تا حدی کاهش یافته و از 5.7 به 5.2% رسیده است در حالی که بیکاری در آلمان بعد از جنگ جهانی دوم به رقم 2 برابر رسید. به طور خلاصه ، افزایش نرخ دلار دلیل خوبی برای فروش Eur/usd داشت. Eur/usd در اواخر سال 2005 ، به کاهش 1.1730 دست یافته است. فردی را در نظر بگیرید که در تابستان 2004 ، با کاهش 1.2500 مواجه شده است. آیا این تاجر می تواند باز هم به موفقیت دست یابد.
این مسئله نشان می دهد که تجار در نهایت از فعالیت خود سود می برند. در بازارهای ارز ، بسته بودن چندان موقعیت خوبی نمی باشد. بازار Fx به اندازه کافی اهرم اتکاء به وام دارد. حتی اگر 2 تاجر هر دو از اهرم وامی 10:1 استفاده کنند باز هم 46% و 88% را مشاهده خواهند کرد. در Fx ، تجارت های موفق نه تنها باید به درستی تجزیه و تحلیل شوند و بلکه باید دارای زمان بندی مناسب باشد. پس این جمله که چشمان هرگز دروغ نمی گویند برای تجارت موفق حیاتی می باشد.
اگر عملکرد قیمت برخلاف شما پیش رود ، حتی اگر دلایل تجاری شما ، معتبر باشند ، چشمان شما حقیقت را می گویند ، به بازار در این شرایط احترام بگذارید و توقف کنید. در بازار ارز ، صادق بود ، مسئله ای است که با در اشتباه بودن تفاوت دارد.
7) آگاهی از اختلاف بین مقیاس بندی و افزودن بازنده و هرگز این اشتباه را نکنید.
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که تجار انجام می دهند ، افزودن موقعیت خسارت می باشد . همزمان با افزایش قیمت در جهت غلط ، خسارت های تاجرین بیشتر و بیشتر می شود تا جایی که آنها دیگر چاره ای برای خود نمی بینند. در این موارد ، منطق اولیه برای تجارت از بین رفته است و تاجر هوشمند خود را اسیر کرده است . برخی تجار با پیشروی بیشتر در بازار ، امید دارند که معجزه ای برای آنها رخ دهد .
این مسئله درست شبیه موقعی است که شما در شب رانندگی می کنید و مطمئن نیستید که مسیر صحیح را می روید یا خیر . زمانی که این اتفاق می افتد ، شما 2 راه دارید. یکی اینکه به همان صورت به راه خود ادامه دهید و امیدوار باشید که مسیر صحیح را بروید و دیگری اینکه ماشین را به کنار جاده ببرید و دور بزنید و راهی که آمده اید را برگردید تا به نقطه ای برسید که بتوانید مسیر خانه تان را پیدا کنید . این اختلاف ، بین پیشروی در جهت خلاف و از بین بردن خسارت ها قبل از اینکه دیر شود وجود دارد. ممکن است در پیدا کردن راه خانه مشکلات بسیاری برای شما پیش آید پس بهترین راه همان دور زدن و برگشتن است. این مثال درست مثل تاجری است که در حال سرمایه گذاری می باشد ، و در موقعیتی قرار می گیرد که نمی داند می تواند ریسک کند یا خیر ؟ شاید در این هنگام ریسک کردن او حکم همان تصادف در شب را داشته باشد.
زمان هایی وجود دارد که افزودن موقعیت خسارت ، روش صحیحی به تجارت می باشد. این نوع استراتژی ، Scaling in نامیده می شود. اختلاف بین افزودن به بازنده و مقیاس بندی نیست اصلی شما قبل از انجام تجارت می باشد. اگر هدف شما ، خرید کلیه 100000 می باشد و شما موقعیتی را در 10000 برای دستیابی به میانگین قیمت بهتر انتخاب می کنید ، این سیستم مقیاس بندی نامیده می شود. این استراتژی برای تجاری است که در حال خرید می باشند و از میزان بازگشت آگاهی ندارند. بنابراین تاجر برای دستیابی به قیمت متوسط بهتر ، مقیاس بندی موقعیت را انتخاب می کند . عامل اصلی این است که منطق برای این نظریه قبل از انجام تجارت به دست می آید . در این مورد ، هدف ، اختلاف اصلی بین افزودن بازنده و مقیاس بندی می باشد.
8) آنچه که از نظر ریاضی بهینه است از نظر روانشناسی غیر ممکن است.
تاجرینی که ابتدا به بازارها نزدیک می شوند در حالی طراحی استراتژی های عالی و پر سود می باشد و قصد دارند میلیون ها دلار پول به دست آورند. اکثر این استراتژی ها دارای نسبت های بهره و زیان می باشند و 3$ برنده برای 1$ خسارت اثبات می کنند . با این تجارت ، حساب های تجاری FX به وجود می آید. چرا؟ چون تجارت ، منطقی نمی باشد اما در عوض دارای ماهیتی روانشناسی است و حرکت در نهایت باید هوشمند باشد تا تاجر در حرکت خود دچار اشتباه نشود.
همانطور که ،رئیس کل استراتژی های کمی در Gloldman Sachs اشاره کرد ، به طور فیزیکی ، شما برخلاف خدا رفتار می کنید . از نظر مالی شما برخلاف مخلوقات خدا عمل می کنید. این جریان بیشتر برای تاجرین تازه وارد می شود . آنها معتقدند که می توانند راه حلی برای تجارت پیدا کنید و به سود بیشتر در بازار دست یابند. اما تجارت بیشتر هنر است تا علم و تاجرین به زودی در می یابند که باید خسارت ها را جبران کنند و تجارت های واقعی را انجام دهند. در اینجا یک مثال در مورد علت این مسئله که تجارت از نظر ریاضی بهینه و از نظر روانشناسی غیر ممکن می باشد ارائه می شود. تفکر در بازار این است که تجار باید با نسبت ریسک به پاداش 2:1 تجارت کنند . این نظریه ، ایده مناسبی می باشد . بعد از همه این مسائل ، اگر تاجر تنها در 50% مواقع افت داشته باشد ، در کل جریان بلند مدت ، او موفق خواهد بود . در حقیقت با نسبت خطر به پاداش 2:1 ، تاجر 5 ، 6 بار از 10 بار اشتباه می کند و همچنان پول به دست می آورد . عملا" دستیابی به این مسئله دشوار می باشد .
طرح زیر را در نظر بگیرید . تجارت GBP/USD را آغاز کنید . شما تصمیم به دستیابی به 1.7500 و توقف 107600و هدف 1.7300 گرفته اید. در ابتدا ، تاجر به خوبی عمل می کند. قیمت در جهت شما حرکت می کند و سپس با کاهش اولیه GBP/USD به 107400 و سپس به 1.7460 و نزدیکی به 107300 مواجه می شود. در 1.7320 ، GBP/USD کاهش کندی دارد و سپس برمی گردد. قیمت ، 1.7340 و سپس به 1.7360 و سپس 1.7370 می باشد. اما شما همچنان آرامش خودتان را حفظ می کنید. شما به دنبال پاداش به خطای 1:2 می باشید متأسفانه گردش در GBP/USD جریان عکس در پیش می گیرد. در حقیقت شما حرکت 280 نقطه ای در حساب تان دارید. این تجارت در جهان واقعی صورت می گیرد. تجار حرفه ای اغلب در این موقعیت به نحوی عاقلانه عملی می کنند و نسبت پاداش به خطای 5.1 را کاهش می دهند.
9) احتمال خطر را می توان از پیش تعیین کرد اما پاداش غیر قابل پیش بینی است.
اگر قانون غیر قابل نقضی در تجارت وجود داشته باشد ، این است که شما باید مراقب توقف های خود باشید. قبل از ورود به تجارت ، شما باید از آستانه موقعیت تان آگاهی داشته باشید. این روش بهترین راه برای اطمینان از کنترل خسارت های شما می باشد.
تجارت دشوار است و تجار ناموفق بیشتر از تجار موفق می باشند. تجار به این خاطر شکست نمی خورند که ایده آنها اشتباه است. بلکه چون در این فرآیند ، بسیار عاطفی عمل می کنند. این شکست ریشه در این حقیقت دارد که آنها به زودی تجارت شان را متوقف می بینند و خسارت های خود را بیشتر و بیشتر می کنند. خطر باید قابل پیش بینی باشد. زمان برای بررسی خطر قبل از انجام تجارت می باشد. زمانی که ذهن شما بسته است و عملکرد قیمت قابل بررسی نمی باشد. از طرف دیگر اگر قصد شروع تجارت را دارید باید به مسائل پیرامون توجه داشته باشید و بدانید که در چه سطحی توقف انجام دهید.
ما تأکید می کنیم که احتمال خطر باید قبل از ورود به تجارت قابل پیش بینی باشد. اجازه ندهید که مسائل عاطفی نظر شما را در تجارت عوض کنند هر تجارت بدون توجه به نتیجه آن به راحتی قابل بررسی است. هیچ چیز در تجارت ، معین نمی باشد. عوامل خارجی بسیاری وجود دارند که جهت حرکت را در ارز تغییر می دهند. گاهی اوقات شما با عوامل غیر قابل کنترل مثل موانع انتخاب و تثبیت نرخ ار روزانه و خرید بانک مرکزی مواجه می شوید. مطمئن باشید که برای مقابله با این عوامل آماده هستید.
از طرف دیگر پاداش ناشناخته است. زمانی که ارز در حرکت می باشد ، این حرکت یا بزرگ است و یا کوچک ، مدیریت پول در این مورد بسیار مهم می باشد. از این طریق شما می توانید بازده هایتان را در مرحله اول متوقف کنید و مطمئن شوید که می توانید با پول بازی کنید.
بازار Fx ، یک بازار گرایشی می باشد. گرایش ها چند روز طول می کشند و شاید هفته ها و یا حتی ماهها به طول انجامند اگرچه ما معتقدیم که تجارت دامنه ای در برگیرنده سودهای خوبی می باشد اما ما درمی یابیم که این مسئله باعث می شود بیشتر بر پول تأکید شود.
نیمی از تجارت مربوط به استراتژی بوده و نیمی دیگر بی شک مربوط به مدیریت پول می باشد. حتی اگر تجارت های شما موفق نباشد باز هم باید آن را درک کنید و اشتباهات خود را بشناسید. در تجارت ، برنده بسیار خوش شانس است اما باخت یک مسئله مهارتی می باشد
10) ببخشید ، هرگز
یک بار رئیس ما از ما در دفتر خودش برای بحث در مورد برنامه تجاری ای که قصد به راه اندازی آن را دارد دعوت کرد. او اشاره کرد : من تنها یک دارم. مستقیم بر چشمان ما نگاه کرد و گفت ببخشید نه. منظور او را درک کردیم .رئیس ما نگران خسارت های تجار نبود. خسارت ها ، بخشی از تجارت می باشند و هر کسی این روند را تجربه می کند. آنچه که رئیس ما می خواست جلوگیری از اشتباهات تجاری بود که برنامه تجاری را تغییر می دادند. رئیس ما می دانست که اولین طرح ، بخش منظم از تجارت بود ، اما دومین بخش مربوط به افزایش کامل حساب بود. در بازارها ، هر کاری می توان انجام داد. در سال 1998 ، LTCM رو به ورشکستگی می رفت و بازارهای مالی جهانی در جهت مخالف او حرکت می کردند. در حقیقت باید این مسئله را پذیرفت که این شرکت روند اشتباهی داشت. تجار LTCM به موقعیت خودشان ادامه می دادند و بر این باور بودند که بازارها به سمت آنها تمایل پیدا می کنند. بیشتر تجار LTCM از شناخت و پذیرش اشتباها تشان اجتناب می کردند و گفتند جریان LTCM ناشی از شرایط نامناسب بوده است. این تجار هرگز قانون « نه ببخشید » را یاد نگرفته اند ، و آن را سرمایه کار خودشان نکرده اند. این قانون زمانی عملی است که تجار از عملکرد قیمت بازار اطلاع ندارند. برای مثال اگر شما ارز کمی دارید چون اخبار منفی را شنیده اید ، اما ارز تان را افزایش می دهید ، باید به موقعیت بهتری دست یابید. اگر شما چیزی در مورد بازار ندانید ، توقف بهتر از تجارت است. روش اجرای این سیستم ، حساب شما را بهتر می کند. در این سیستم مخصوص تجار حرفه ای می باشد.


